لغزش آني عقل
نه به تلخي واقعيت ، نه به شيريني رويا ، نه به بي مزگيِ زندگی
Friday
نمودار یک زندگی ایده آل برای من :

صبح ساعت پنج مثلن ، که هنوز خورشید از جاش نکنده و هوا هنوز سربی مونده ؛ از تخت خواب توسی رنگ دو نفره که اون شخص معلوم الحال که همون " نون - میم " باشند ، پشت به من توش خوابیده بیدار شم و برم دوش بگیرم و بعدش یه آب پرتقال با نیم رو لحاظ کنم / کنیم ( بستگی به همت اش داره ) ؛ بعد در یک صبح ابری و دل انگیز یا یه صبح تابستونی سرد ، طی الارض کنم به سمت محل کارم و برم اونجا یه چای بخورم و مراحل پارگی روزانه رو طی کنم و بعد از ظهر باهاش قرار بذارم یه جایی مثلن یه کافه ، رستوران ، پارک یا مثلن برا یه تاتر یا سینما ؛ بعد از اونجا تو خیابون های خسته ی اون ساعت عصر قدم بزنیم بریم سمت خونه و تو راه برا شام یه چیز دست و پا کنیم و بریم خونه و توی خونه وقتی داره موزیک پخش میشه ( مشخصن جز ) یه شام ردیف کنیم و توی ایوون/بالکن خونه که یه میز و برای دو نفر صندلی داریم ( شرط لازم و کافی تابستون بودنه اینجا ) ، شام رو به کام بگیریم و پشت بندش یه سیگار و بعدم دوش-بوس-لالا رو اجابت کنیم و ... تکرار این همه لذت مکرر
1 Comments:
Anonymous ماهی said...
تکرار این همه لذت مکرر...